تست نویسندگی آنلاین | استعدادیابی ادبی

الف کوچ، کارگروه ادبی مدرسه آرت کوچینگ با افتخار مجری طرح استعدادیابی نویسندگی در قالب تست نویسندگی آنلاین ویژه نویسندگان نوقلم است. هدف از این تست نویسندگی آنلاین شناسایی، آموزش، کوچ و معرفی نویسندگان تازه‌نفس به مخاطب حرفه‌ای، اسپانسر مالی و نشرهای پیشروست. قضاوت سطح استعداد شما در این مرحله بر عهده مدرسه الف کوچ و مخاطبین است. ما تنها سه پرسش اساسی از شما داریم! شما می‌توانید از طریق پاسخ‌دهی به فرم استعدادیابی ادبی قلم خود را در معرض قضاوت مدرسه آرت کوچینگ و مخاطبین ادبی بگذارید. در پایان هر سال به آن دسته از پاسخ‌هایی که بیشترین امتیاز را از سوی مدرسه آرت کوچینگ و مخاطبین ادبی کسب کننددر بخش «استعدادهای روایت فارسی» به ناشرین، حامیان و مخاطبین معرفی خواهند شد. کافی است یک علامت نگارشی تازه پیشنهاد کنید؛ کارکردش را در یک جمله خلاصه کرده و با آن جمله کوتاه‌ترین روایت را بنویسید! ما به شما در تست نویسندگی آنلاین الف‌کوچ بازخورد می‌بخشیم!

لازم به ذکر است که تست نویسندگی آنلاین هیچ‌گونه رتبه‌ی ادبی را به صاحب اثر القا نمی‌کند(مشابه بلایی که برخی از رویدادهای به اصطلاح هنری از طریق رسانه‌های داخلی خود بر سر نویسندگان نوقلم می‌آورند)، هیچ‌گونه توهمی را در مورد آینده‌ی استعدادتان در ذهن شما ایجاد نمی‌کند (چنان‌که بسیاری از استارتاپ‌های بیزینس آرت کوچینگ انجام می‌دهند) شما را با وعده‌ی کاذب انتشار کتاب دچار خودفریفتگی نمی‌کنیم و مهم‌تر از همه شما را با دیگران مقایسه نمی‌کند. سیستم تست نویسندگی آنلاین زمینه شکوفایی ظرفیت‌های درونی شما را به شما خاطرنشان می‌شود و بهانه‌ای باشد برای آشنایی شما هنرجویان ادبیات خلاقه با هم نسلانی که در جنون شما شریک‌اند. لطفاً آثار واصله را مطالعه کرده و امتیاز مورد نظر خود را به آثار محبوب‌تان اعطا کنید.

اکسپلور تست نویسندگی آنلاین

یک علامت نگارشی تازه پیشنهاد کنید؛ کارکردش را در یک جمله خلاصه کرده و با آن جمله کوتاه‌ترین روایت را بنویسید! ما به شما بازخورد می‌بخشیم!

برگیر

امتیاز الف‌کوچ | 90/ 300

برگیر در نقل قول های خود دست می برد.


اما به ازای هر نفسی که می­کشید، هزار بار خودش را لعنت می­کرد. پشیمان شده بود و می­دانست که تنفس مونوکسید کربن باعث فلج شدن و مردنش می­شود. برای پشیمانی دیر شده بود چون او دیگر پاهای خود را احساس نمی­کرد


حامل

امتیاز الف‌کوچ | 115/ 300

حامل به جملات خجالتی،ترسو،محتاط یا بسیار عمیق کمک می کند که به خواننده بفهمانند بارشان بیشتر از آنچه که نشان می دهند است و یا همه آنچه که نویسنده می خواسته بیان کند نیستند.


شاید حامل به آدم ها کمک کند که بهتر ناگفته های یکدیگر را بفهمند.که خوبم را از خوبمی که خوب نیست بشناسند،که سرسری از کنار جمله ای که دریایی از معنا در آن است نگذرند،که بدانند کجا کنایه ای درکار بوده و کجا به سبب معذوریت کلمات در ذهن باقی مانده و نوشته نشده اند.حامل فکر می کند با بیرون آمدنش از شیشه ای که سالهاست در عمق الفبا خاک میخورد اوضاع را بهتر می کند…اما اگر حامل تبدیل شد به علامت تکراری که در انتهای هرجمله نه یکی که هزارتا از آن پشت سر هم قطار شده اند چه؟آخر چه کسی میتواند همه ی آنچه را که در ذهنش می گذرد روی کاغذ بیاورد؟ کدام جمله است که ناگفته ای پشت آن نباشد؟اصلا مگر دنیا،دنیای شرلوک هاست که برای هر جمله ساعت ها فکر کنیم که غرض نویسنده چه بوده و چه چیزی در جمله ی ساده ی او نهفته است؟خودمانیم! خوبمی که فرقش را از خوبمی که خوب نیست با حامل بفهمیم مگر ارزشی هم دارد؟شاید حامل با آمدنش خراب کند همه ی شیرینی فهمیدن هایی را که خود جوش فهمیده شده اند و مزه ی کنایه هایی را که با هنرمندی رمزگشایی.من اما نه قضاوت می دانم و نه حوصله ی آن را دارم،این شما و این بطری حامل حامل،اگر باز کردن و معرفی آن را صلاح می دانید که معارفه ای را بیندازید و او را با تعجب و پرسش و بقیه آشنا کنید و اگر نه کافیست بطری را پرتاب کنید و تمام


سکوت

امتیاز الف‌کوچ | 100/ 300

برای درج در صفحات سفید بی حوصله


چرا که روایت از حوصله واژه‌ها بیرون بود.


کلاد

امتیاز الف‌کوچ | 225 / 300

کلاد در ابتدای جمله می‌آید تا از سرعت خوانش مخاطب مطمئن شود!


کلاد در ابتدای جمله می‌آید تا از سرعت خوانش مخاطب بکاهد. اگر خواننده سرسری از جملات مثلاً فلسفی نویسنده بگذرد، کُلاد وی را از پشت سر گرفته، چندان کشیده خفه می‌کند. اگر خواننده در خوانش چکشی صحنه‌های درگیری تعلل بورزد از پشت سر با لگد به گرده‌ی تنبلش می‌کوبد تا نقطه پایان در فرق سرش فرو رود. اما حتماً- پیش هم آمده که کلاد اشتباه کند؛ این وقت‌ها نباید از حق و حقوق مخاطب چیزی بر زبان آورد. گردنه‌گیر، گیر افتاده است و لازم است تا تمام جمله مدیح وی را بگوید. بلکه به تریج قبای کلاد برنخورد. اینجاست که ایشان را از کلاد، به آکلاد ترفیع بخشیده تا یادمان باشد اشتباه امثال «آقا کلاد» -اگر امثالی داشته باشند- عین صواب است.
… بله بله جانم! کلاد می‌تواند خود نویسنده باشد. اما تو هم داری تند می‌روی!


ستاره

امتیاز الف‌کوچ | 060/ 300

ستاره به بهترین قسمت های متن تعلق دارد


فکر نمی کردم که ستاره اینقدر مهم باشد ولی برعکس، خیلی هم مهم بود!!


ویرکرد

امتیاز الف‌کوچ | 245 / 300

به هوش باش!


به هوش باش که ویر دیو فراموشی بود. نخست مادیانی کهر قربانش کردند و چون به یاد نیاورد پسرکی 15 ساله. اما ویر، فراموش کرد و شهری به یادش بنا نهادند ویروکرد نام. و چون ویرو بر سر عهد خدایی خویش پابرجا ماند و به یاد نیاورد مردمان از یادش ببردند.
– پس کِه این روایت را بازمی‌گوید؟
… و اینجاست که باید نشانه‌ای دیگر داشت.


ایمووی

امتیاز الف‌کوچ | 070/ 300

ازاین به بعد موقع نوشتن متن و یا داستان هر جا خواستم شادی را نشان بدهم این علامت نگارشی را می گذارم.


ازاین به بعد موقع نوشتن متن و یا داستان هر جا خواستم شادی را نشان بدهم این علامت نگارشی را می گذارم. اِمووِی، نماد شادی و انرژی، همیشه با لبخند و مثبتی در خدمت است!


دوبل

امتیاز الف‌کوچ | 150/ 300

برای اثر گذاری و تاکید جمله اخیر دوباره خوانده شود


برای تاثیر گذاری و تاکید دوباره تکرار کنید،این جمله ای بود که هرروز  در برنامه صبحگاهی ،ناظم مدرسه پشت بلندگو میگفت و ما بی آنکه معنی واقعی آن را بدانیم،بارها و بارها با صدای بلند خوانیدیم و تکرارش کردیم….


رنج

امتیاز الف‌کوچ | 065/ 300

وقتی هایی که کلمات نمی تونن احساسات رو منتقل کنن


وقتی که کلمات نمی تونن احساسات رو منتقل کنن، رنج آدمو فرا می گیره، چون احساساتت زیاد شدن ولی نمی تونی منتقلشون کنی. در نتیجه فقط خودتو می سوزونن و می مونن


آخذ

امتیاز الف‌کوچ | 080/ 300

بعد از پایان جمله یا بیتی استفاده میشود که به بیت یا جمله ی بعدی از نظر معنایی یا ساختار وابسته است.


آخذ بعد از پایان هر جمله یا بیت می آید و بین جمله قبلی و بعدی ارتباط برقرار میکند،همانند زمانی که غروب خورشید را در آغوش خود جای میدهد، تا مهتاب بتواند گونه های کودکی غم زده را نوازش کند و دوستی برای گریه های شبانگاهی جوانان باشد.


دژم

امتیاز الف‌کوچ | 090/ 300

در زمانی قابل استفاده است که نویسنده دو احساس دگرگون شده در یکدیگر را نمایان می‌کند.


دژم در زمانی قابل استفاده است که نویسنده دو احساس دگرگون شده در یکدیگر را نمایان می‌کند. درست همانند زمان دیدار آسمانی پر از رفتن های غریبانه ی خاطراتی که داشتنشان آرزو بود؛ تنها چیزی که برایم مانده بود اشک هایی بود که از رفتن بیزار بودند و در مانده از ماندنی بی معنی و پوچ گونه. سال ها ذهنیتم خاص بودن را به من غالب کرددر حالی که عادی تر از مرگ یک مورچه به نظر می‌رسیدم، اما راستش را بخواهی من برعکس تمام آن مورچه ها دیدگاهی فراتر از واقعیت را به دوش می‌کشیدم؛همچون هوای مه آلودی که همه از گرمای خودخواهانه‌ آن هراسانند شاید اندکی شیشه چشمانم را شبنم ها محاصره کرده اند!
این حس همانند زمانی است که اشک هایم با دیدن رویای زنده شده ام لبخند میزنند.
میدانی دقیقاً همچون زمانی است که به اندازه ی تمام مدت زمانی که دوست داشته نشدی،میتوانی به همان مقدار به پروانه های در حال پرواز به سوی ماه عشق بورزی.


ترس

امتیاز الف‌کوچ | 060/ 300

ترس شخصیت و سوژه مورد نظر و نشون میده


ترس شخصیت یا سوژه مورد نظر و نشون میده.مونده چه کار کنه داره سنکوب می‌کنه پاهاش از ترس قفل شده از درون داره فریاد میکشه .سکوت و ترس تنها صدایی هست که شنیده میشه


واکش

امتیاز الف‌کوچ | 105/ 300

واکش در ابتدای جمله می‌آید تا نویدی باشد بر.


واکش در ابتدای جمله می‌آید تا نویدی باشد بر. اما آیا ای‌کاش نبود؟


طناب دار

امتیاز الف‌کوچ | 120/ 300

طناب دار برای مجازات و ترسوندن دیگران برپا شد.


برای مجازات اون و ترسوندن دیگران طناب داری میون محوطه ای رعب آور برپا شده بود، یواش یواش قدم بر میداشت بارون شدیدی میبارید، صدای بارون و ناله زنی که آشنا بود تو گوشش میپیچد، نگاه شو که به دور دست دوخت پیرمردی رو دید که میون پتو زیر بارون مچاله شده بود، دوباره قدم برداشت و به دار نزدیک شد دست شو گرفتن مجبورش کردند پاشو بذاره روی چهارپایه زیر دار، هنوز صدای بارون و ناله آشنای زن تو سرش موج میزد سیاهی اومد جلو طناب دور گردنش انداخت زبری طناب پوست گردن شو آزار میداد، داشت به رویاهای از دستش فکر میکرد و به مادرش،‌ باران شدید تر شده بود انگار آسمون میخواست کاری کنه، مرد سیاه نزدیک و نزدیکتر شد و یک لحظه صدای لگد سیاهی روی چهارپایه چوبی برخواست و خود را میون زمین و آسمون معلق دید صدای بارون و ناله محو میشد، محو محو دیده نمیشد او آزاد شده بود…


غم

امتیاز الف‌کوچ | 060/ 300

نشان دادن و ابراز بیشتر ناراحتی


کف پاهایم میسوخت
گویا که سوزن در جانش فرو میرفت
اما این از گرمای زمین و سنگ ریزه هایی که پای برهنه ام را لمس میکرد بود
با برقع و چادر مشکی رنگ درون بیابان بی انتها می‌دویدم
در هرلحظه با خود خیال می‌کردم که الآن پیدایم می‌کنند و اسیر شان میشوم
و گویا داشتم قرض دختر بودنم را پس میدادم…


راضی از نوشتن

امتیاز الف‌کوچ | 000/ 300

باعث میشه موقع استفاده نویسنده حس خوبی دریافت کنه


امروز عجیب خوشحال بودم


چشمک

امتیاز الف‌کوچ | 170/ 300

وفتی این علامت میبینی باید به صفحات قبلی برگردی مثل دژاوو


این داستان هرگز قرارنبود که نوشته شود پس چرا حال در حال خواندن آنی؟


زمزمه

امتیاز الف‌کوچ | 120/ 300

عبارت مورد نظر را چند بار با خودت زمزمه کن


با خودت زمزمه کن حس و حال این روزها را ،خوب نگاه کن ،خوب بو کن و خوب همه چیز را لمس کن در کنارش بودن را به خاطرت بسپار برای تا ابد چون امکان دارد آخرین دیدار باشد


دهانه

امتیاز الف‌کوچ | 160/ 300

ورود به موضوع اصلی


ورود به موضوع اصلی تخصص من بود!همینطوریم این اتفاق کزایی برام افتاد، بدون هیچ مقدمه فکری تلفن رو برداشتم به پلیس زنگ زدم.
سلام! من کشتمش !
پلیس بدون لحظه ای درنگ گفت: بله خودکشی کار نابخشودنیه.
تا به خودم اومدم که پلیس چطور خبر داره.
اینبار جسمم به قصد انتقام به جونم افتاده بود…


پردازشگر

امتیاز الف‌کوچ | 000/ 300

باعث میشه خواننده فرصت تجزیه جمله رو پیدا کنه


زمانی که با خودش حرف میزد جان دیگری پیدا میکرد گویی خودش برای خودش تبدیل به دوست و مرهم میشد


کمانه

امتیاز الف‌کوچ | 000/ 300

توضیح بیشتر در مورد یک واژه


همه چیز از همین جا شروع شد از زمانی که برای تست استعدادم در نویسندگی در دنیای بیقرار و بیتاب ذهنم به دنبال خلق واژه ابداعی خودم میگشتم که ناگهان کلمه کمانک به دهنم خطور کرد اما به خود امدم و متوجه شدم که کمانک که واژه جدیدی نیست پس ان را تغییر دادم و به کمانه تبدیل کردم .میبینید جقدر زرنگم.!!!


سِحر

امتیاز الف‌کوچ | 000/ 300

نشون دادن سکوت در برابر یک سری جمله ها و به جای استفاده از کلمه پاسخی برای حرفش نداشتم در جمله


کسی که جلوی من ایستاده بود کسی نبود که من آرزوی بودنشو داشتم، گفت:« من هرکاری برات میکنم» اما من، پاسخی برای این حرفش نداشتم.


بَدو

امتیاز الف‌کوچ | 135/ 300

در ابتدای‌ جمله‌ می‌آید، بدین‌ معنا که گوینده سخن خود را آغاز کرده است. و برای جلب توجه بیش‌تر خواننده‌…


سال‌ها بود که فراموشی بر اندام خاطراتش سایه‌ گسترده‌ بود. صدر مجلس نشسته بود. او را ندیدم. برای جلب‌ توجه خواننده، آوازی‌ سر دادم به زبانی بیگانه‌. که تنها برای او آشنا‌ بود‌. پس خود را از لحن و کلام و آوای‌ من بازشناخت. از روزنه‌ی باریکی نوری‌ باریدن گرفت. به سوی نور دوید و برای همیشه‌ محو گشت‌‌. دیگر کسی این حوالی او را ندید‌.


فصل

امتیاز الف‌کوچ | 180/ 300

وقتی پاراگراف عوض می‌شود، امّا می‌خواهیم پاراگراف جدید را در ادامه‌ی پاراگراف قبل بنویسیم.


جمله‌ی پیشین چیست؟ آیا اصطلاحی ادبی‌ست؟ یا آخرین جمله‌ای‌ست که من نوشته‌ام؟ یا آخرین پرسشی‌ست که در این تست خوانده‌ام؟ به هرحال نویسندگی کار سختی‌ست!


فولانژ

امتیاز الف‌کوچ | 105/ 300

هر جا نیاز به توضیح هست فولانژ میزاریم


هر جا نیاز به توضیح داره فولانژ میزاریم تا نشان بدهیم که قهرمان نمرده و همچنان در سطور میتازد تا به تاکستان بیرون شهر می رسد و …


نفس

امتیاز الف‌کوچ | 115/ 300

باعث میشه خواننده فرصت تجزیه جمله رو پیدا کنه


نفس باعث می شود خواننده فرصت تجزیه جمله را پیدا کند. در جملات طولانی نمی توانست احساس اش را بیان کند اما صمیمانه و از ته قلب همه را دوست داشت


سمیر

امتیاز الف‌کوچ | 120/ 300

زبانم قادر به گفتن سخنی نیست.


زبانم قادر به گفتن سخنی نیست. تکه های خورد شده ی گلدان،چراغ های خاموش و مردی غرق خون.


استعدادیابی نویسندگی مدرسه آرت کوچینگ الف کوچ

 

 

 


ارتباط با مدرسه آنلاین مشاوره آرت کوچینگ رایتینگ کوچ الف کوچ
مدرسه استعدادیابی نویسندگی آموزش نوشتن آرت کوچینگ رایت کوچ